الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
32
كتاب النكاح ( فارسى )
مىشود كه « لا يُبْدِينَ » عام است و وجه و كفّين را شامل مىشود بنابراين فقط شوهران هستند كه مىتوانند زينتها را ببينند و اجانب حتى زينت صورت و دستها را هم جايز نيستند كه ببينند . قلنا : اينها صدر آيه « إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » را فراموش كرده و به ذيل آيه استناد كردهاند . 3 - آيهء « وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ » « 1 » . بعضى مثل ابن قدامه در مغنى به اين آيه هم استدلال كردهاند . كلمهء « حجاب » در لغت عرب با فارسى فرق مىكند ، در فارسى به معنى ستر است ولى در عربى به اين معنى هرگز نمىآيد بلكه به معنى پرده ، و حاجب به معنى پردهدار است . در استدلال به آيه مىگويند زنان پيامبر از پشت پرده صحبت مىكردند و از اين الغاء خصوصيّت كرده و مىگويند كه زنهاى مؤمنين هم مثل زنان پيامبر از پشت پرده صحبت كنند و پوشيده باشند . 4 - آيهء « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ » « 2 » . كه ابن قدامه به آن استدلال مىكند و معنىاش اين است كه صورت و كفّين را هم بپوشانند . جواب از استدلال به آيات : جواب از آيهء اوّل : آيهء اوّل عام است و شامل وجه و كفّين هم مىشود ولى در خود آيه مخصّصش آمده و استثنا خورده است چون « إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » استثنا است ، وقتى سترِ « ما ظَهَرَ مِنْها » واجب نشد به دلالت التزاميّه نظر كردن جايز مىشود ، وقتى نظر به وجه و كفّين جايز شد عمومِ « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » تخصيص مىخورد . جواب از آيهء دوّم : اين آيه جوابش واضحتر است چون « لا يُبْدِينَ » دو بار در آيه آمده است و شما به دوّمى كه در مورد زينت باطنه است و به بحث ما مربوط نيست استدلال كردهايد و اوّلى را كه استثناء دارد و در مورد زينت ظاهره است رها كردهايد و اين درست نيست . 21 ادامهء مسئلهء 18 . . . . . 25 / 7 / 78 جواب از آيهء سوّم : اين آيه مخصوص زنان پيامبر است و چه بسا كه نساء النّبى احكامى داشته باشند كه در مورد زنان ديگر نيست ، از جمله اينكه بعد از وفات پيامبر ازدواج براى آنها حرام بود و يا اينكه گناه و ثواب آنها مضاعف بود و ما نمىتوانيم اين حكم را به جاى ديگر سرايت دهيم ، پس زنان پيامبر موقعيّت خاصّى داشتند و ممكن است براى حفظ احترام پيامبر آنها بايد از پشت پرده صحبت كنند . مورد مخصّص و معمّم هم نيست يعنى اگر دليل كوتاه باشد مورد را تعميم نمىدهد كما اينكه تخصيص هم نمىزند ، تعميمِ يك حكم خاص كه در مورد خاص وارد شده به كمك الغاء خصوصيّت قطعيّهء عرفيّه است ولى نمىتوانيم در اينجا اين كار را بكنيم ، حتى الغاء خصوصيّت ظنيّه هم نمىتوانيم بكنيم چون ما ظنّى هم نداريم كه موارد ديگر ( زنان ديگر ) شبيه اين مورد ( زنان پيامبر ) هستند . آيا اين حكم در مورد زنان پيامبر واجب بود ( حتماً بايد زنان پيامبر از پشت پرده صحبت كنند ) ؟ ظاهر آيه وجوب است ولى از ذيل آيه « ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ » استحباب استفاده مىشود . پس : اوّلًا ، معلوم نيست كه اين حكم در مورد زنان پيامبر واجب باشد . ثانياً ، بر فرض هم كه براى زنان پيامبر واجب باشد قياس زنان ديگر به زنان پيامبر صحيح نيست . جواب از آيهء چهارم : استدلال به آيه فرع بر اين است كه ببينم معناى « جلباب » چيست ؟ سه معنى براى آن گفتهاند : 1 - الملحفه : چادر مانندى كه در عرف ما نيست ولى در ميان اعراب و هندىها و پاكستانىها هست . 2 - المقنعة الطويلة : مقنعهء بلندى كه شايد تا كمرشان را مىپوشانده است . 3 - الدّرع الواسع : پيراهن گشادى مانند مانتو . هيچكدام از اينها صورت را نمىپوشاند چون مقنعه غير از نقاب است و سر را مىپوشاند نه صورت را ، پيراهن گشاد هم بدن را مىپوشاند و ملحفه هم صورت را نمىپوشاند ، پس شما بايد ابتداءً ثابت كنيد كه جلباب به معنى پوشش وجه است و يا اينكه حكم را از « يُدْنِينَ » استفاده كنيد ، كه انصاف اين است كه هيچ يك دلالت ندارد .
--> ( 1 ) آيهء 53 ، سورهء احزاب . ( 2 ) آيهء 59 ، سورهء احزاب .